تبليغاتX
سنگ تیپا خورده ی رنجور
وقتی نشستی رو به من ... از عاشقی دیگه نگو به من ... . . . . . . . .

تو ناز میکنی

من ناز میکشم

این منطق کیه؟

انگار پیش تو فرقی نمیکنه

کی عاشق کیه

 

روح تو مریم ِ

چشم تو نرگس ِ

دست تو نسترن ِ

روح تو ، دست تو ، چشم تو

عشق من ، گل خونه ی منه

 

وقتی که خاطره  ، غمگین تا هنوز ، تو خونه ی منه

یعنی که بار غم ، بی تو شبانه روز، رو شونه ی منه

 

غم بار عشق تو ، رو دوش میکشم ، پا پس نمی کشم

با این خیال پوچ ، که چشم های تو ، دیوونه ی منه ه ه ه ه ه ه

 

 photo & designed by : SAFA - G

تو ناز میکنی ی ی ی

آهنگ فوق العاده زیبای محسن چاووشی ..... شاید این آخرین آپم باشه ... به مدت 3 ماه احتمالا تعطیل میکنم این وبلاگ رو .... نظر یادتون نره

با تشکر از

MOHSEN CHAVOSHI 

و آرزو میکنم این هنرمند کشورمون .... با فرارسیدن اولین آلبوم مجازش بتونه به جایگاه خودش برسه ....

پیشاپیش به همه طرفداران محسن چاووشی و فرزاد فرزین فرارسیدن عید سعید فطر و همزمانی اون با انتشار آلبوم تبریک میگم

 

مثل همیشه

مواظب خودتون باشین

موفق و سلامت در کنار خانواده و شاد در کنار دوستان

راستی برای کنکور من هم دعا کنین که مشهد قبول بشم اگر نه تا ۲ سال ( سربازی ) دیگه این وبلاگ تعطیل میشه

 

دوستدار شما

صفا  ( سنگ صبور)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 13:47  توسط SAFA | 

یسبسب

خداوندا:


بیاموزم چگونه زانو زدن در برابر فرامینت
بیاموزم درک هر آنچه از درکش عاجزم
بیاموزم حس رویش یک برگ
بیاموزم عشق ورزی و بی نیازی
خداوند بزرگ ای مهربان من
یاری ام کن تا عظمت تو را بر خون خویش بر روحم بنویسم و بر بلندای خیالم فریادش کشم
یارایم باش تا در شب تار و سیاه گناه تنها به یاد تو آرام شوم
یاری ام کن که تنهایی هایم را با تو سرشار از "ما" کنم
یاری ام کن تا از گناه های گناه آلود در باتلاق شیطان نمیرم
یاری ام کن تا در بالای آسمان از بام دنیا با بال عشقم تا تو پرواز کنم
خدایا ای مرحم دردهایم
خستگی و شکتگی سقوط از بلندای افتخار تا کف تنهایی را آسانم گردان
زندان و ترسم را با عشق درمان کن
خدایا رهایم کن از بند خودم که سنگین است این خود
خدایا مرا وا مگذار به که و مه.......
تنهایم مگذار...

یبلیبلیلب

 

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماگر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شودما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموختهای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه دهاین باد اندر هر سری سودای دیگر می​پزددیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کلهای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پریهر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنیعالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبانیک پاره اخضر می​شود یک پاره عبهر می​شودای طالب دیدار او بنگر در این کهسار اوای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده​ای افتاده در غرقابه​ای تا خود که داند آشنامرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوازان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزاای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصاسودای آن ساقی مرا باقی همه آن شماامروز می در می​دهد تا برکند از ما قباخوش خوش کشانم می​بری آخر نگویی تا کجاخواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فناهر دم تجلی می​رسد برمی​شکافد کوه رایک پاره گوهر می​شود یک پاره لعل و کهرباای که چه باد خورده​ای ما مست گشتیم از صداگر برده​ایم انگور تو تو برده​ای انبان ما

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 15:50  توسط SAFA |